یک سال و نیم از زمانی که شارون گفت برای حل قضیه فلسطین قصد دارد از شهرک های صهیونیست نشین در نوار غزه و بخش هایی در شمال کرانه باختری عقب نشینی کند، گذشت، اما اکنون مشخص شده است که او در این طرح خود درصدد تحقق اهداف دیگری است.
در این طرح مناطق مختلفی از عقب نشینی مستثنی شده است از جمله:
1. ادامه اشغال منطقه ای به عرض 16 تا 20 کیلومتر در دشت اردن تا جاده آلون (از شمال تا جنوب کرانه باختری).
2. ادامه اشغال منطقه ای به عرض 10 کیلومتر مربع از صحرای کرانه باختری.
3. ادامه سیطره صهیونیست ها بر منطقه ای به طول 5/7 کیلومتر در طول خط سبز.
به این ترتیب مناطق فلسطینی نشین به چندین منطقه کوچک تقسیم می شود که هر یک از این مناطق با جاده های اصلی و فرعی و نیز مناطق امن صهیونیست های تندرو به محاصره کامل در می آید و به این ترتیب بحران ها به ویژه در نوار غزه افزایش می یابد.
نوار غزه در طول تاریخ هیچ گاه بخشی از اراضی تحت سلطه دولت یهودیان نبوده است. فلسطینیان از همان زمان قدیم ـ مانند سایر مناطق فلسطینی ـ در آن سکونت داشته اند و این وضع حتی پس از ورود بنی اسرائیل به مؤاب، عمون، معکه، اورشلیم و غیره، ادامه داشت و منطقه غزه و اشکلون و اشدود و عجلون و صفلاغ و بئر سبع و غیره در زیر سلطه فلسطینیان باقی ماند. حتی در عهد یشوع که پس از حضرت موسی علیه السلام به پادشاهی یهودیان برگزیده شد و پس از یشوع در زمان "قضات" و شائول و سپس داود علیه السلام مناطق ساحلی فلسطین از یافا گرفته تا جنوب غزه تحت سیطره مصر قرار داشت و این وضع در زمان سلیمان علیه السلام نیز ادامه یافت.
به همین دلیل، شارون و سایر صهیونیست های تندرو غزه را بر خلاف مناطقی مانند قدس و بخشی از کرانه باختری حاوی ارزش توراتی نمی دانند و همین وضعیت درباره اریحا نیز صدق می کند، زیرا یهودیان این منطقه را نیز از نظر تاریخی و مذهبی ارزشمند نمی دانند، به همین سبب توافقی را که در سال 1993 موسوم به توافق "ابتدا غزه ـ اریحا" ـ که بعدها به توافق اسلو مشهور شد ـ با ابومازن امضا کردند، که البته این توافق هم اول و هم دوم و هم آخر بود، زیرا اگر مراحل دوم و سومی در کار بود صهیونیست ها می بایست مناطق دیگری را که از نظر آنان ارزش دینی داشت به فلسطینیان باز می گرداندند که این امر می توانست اختلافات شدیدی در داخل "اسرائیل" به وجود آورد و فرصت مناسبی برای توجیه اقدامات تروریستی و خشونت ها از سوی صهیونیست های تندرو و یهودیان مذهبی فراهم آورد.
اما عقب نشینی از غزه ـ که از نظر مذهبی یا تاریخی برای یهودیان ارزشی ندارد ـ اهداف متعددی را برای مقامات صهیونیست محقق می سازد که از آن جمله می توان به نکات زیر اشاره کرد:
1."اسرائیل" با اجرای این طرح از اجرای طرح نقشه راه که در آن حقوقی برای یهودیان و فلسطینیان در نظر گرفته شده است، شانه خالی می کند و به این ترتیب به باز پس دادن هیچ حقی به فلسطینیان تن نمی دهد.
2. رژیم صهیونیستی تلاش می کند با اجرای این طرح از اجرای خواسته ها و قطعنامه های بین المللی به ویژه تصمیمات سازمان ملل در خصوص قضیه فلسطین خودداری کند.
3. شارون بر این باور است ـ و بر آن تاکید دارد ـ که عقب نشینی یکجانبه صهیونیست ها از نوار غزه به اختلافات داخلی میان تشکیلات خودگردان و گروه های فلسطینی بر سر تقسیم قدرت و خلع سلاح گروه های مبارز دامن می زند، زیرا به ادعای "اسرائیل" در بند اول طرح نقشه راه بر خلع سلاح گروه های مقاومت تاکید شده است.
4. اگر این عقب نشینی صورت گیرد و فلسطینیان نتوانند فرودگاه بین المللی یا بندر غزه را بازسازی کنند و اقتصاد این منطقه به اقتصاد مصر گره زده شود، وضعیت اقتصادی آنان به شدت وخیم می شود.
5. اگر مرزهای میان نوار غزه و سایر اراضی فلسطینی بسته شود، این وضعیت بحرانی تر می شود و فقر و بیکاری و انحرافات اجتماعی به شدت افزایش می یابد که خلا امنیتی ناشی از این وضع می تواند امنیت اجتماعی فلسطینیان ساکن نوار غزه را با تهدید جدی مواجه سازد.
یک نکته بسیار مهم که در اظهارنظرهای رسمی مقامات عرب نادیده گرفته شده و رسانه های عربی نیز ـ عمدا یا سهوا ـ از آن غفلت کرده اند این است که "طرح شارون متضمن عقب نشینی از همه مناطق نوار غزه نیست و برخی گذرگاه ها و مناطق مشخصی همچنان در اختیار صهیونیست ها باقی می ماند. در چنین وضعیتی ادعای عقب نشینی صهیونیست ها مانوری بیش نخواهد بود و به هیچ یک از خیالات و اوهام آن دسته از عرب ها که خواستار اعلام دولتی فلسطینی در نوار غزه هستند، جامه عمل نمی پوشاند، زیرا شارون نمی تواند ایدئولوژی حزبش (حزب لیکود) را که در تاریخ 13/5/2002 اعلام گردید و در آن به صراحت با تشکیل دو دولت در سرزمین فلسطین مخالفت شده است، نادیده بگیرد، مگر آنکه اعلام کند که نوار غزه بخشی از سرزمین مد نظر در تورات و به تبع آن "سرزمین میعاد" نیست که به این ترتیب تشکیل دولت فلسطینی در آن بلامانع است.
اکنون سیاستمداران عرب را به خدا سوگند می دهم که آیا تاکنون عهد قدیم یا تلمود را خوانده یا فکر کرده اند که ادعاهای صهیونیست ها درباره وعده الهی به آنان چقدر درست است؟!
منبع: روزنامه الشرق چاپ قطر |